چکیده

وهابیت در راستای تبعیت از سلف و با تأکید بر اینکه تنها فهم صحیح، فهم سلف است، و انحراف از این مسیر موجب گرفتار شدن در بدعت، شرک و کفر می‌شود، خود را بدون هیچ بدعتی، تابع احمدبن حنبل معرفی می‌کند. گرچه تفکرات حنابله و وهابیت ریشه در حدیث گرایی و ظاهرگرایی آنان دارد ولی در این نوشتار بر اساس مطالعات فروانی که از کتب  این دو گروه به عمل آمد و با مقایسه‌ای که میان مبانی آنان صورت گرفت متوجه این مسأله شدیم که هردو گروه در مبانی معرفت شناسی، روش شناسی، هستی شناسی، معنا شناسی و انسان شناسی، علاوه بر اشتراکات، اختلافات فراوانی با هم دارند که تأثیر مستقیم و غیر مستقیمی، در مفاهیم کلیدی مانند توحید، شرک، ایمان و کفر می‌گذارد که از نگاه یک گروه، فعلی می‌شود شرک و فاعل آن مشرک، اما همان فعل از نگاه دیگری نه تنها جایز بلکه مستحب نیز شمرده می‌شود. بر این اساس، نویسنده با هدف راستی آزمایی شعار وهابیت که خود را تابع احمد بن حنبل معرفی کرده و با به چالش کشیدن مشروعیت فرقه وهابیت، این پژوهش را در دوبخش تنظیم کرده است . در بخش اول ذیل مفاهیم و کلیات، به چگونگی شکل گیری این دو گروه و در بخش دوم، در حد توان و استقراء نویسنده درپنج فصل به مبانی و مقایسه آنها در حوزهای  معرفت شناسی، روش شناسی، هستی شناسی، معنا شناسی و انسان شناسی،  پرداخته شده است و به اشتراکات و اختلافت مبانی در هر حوزه اشاره شده است. و در آخر هر فصل با توجه به مقایسه مبانی، ادعای وهابیت مبنی بر تابع بودنشان نسبت به مذهب حنبلی مورد نقد قرار گرفته است.

 

جمع بندی و نتیجه گیری

با بررسی مبانی فکری وهابیت با حنابله در پنج حوزه، معرفت شناسی، روش شناسی، هستی شناسی، معنا شناسی و انسان شناسی تا آنجا که در توان بود و مورد مطالعه قرار گرفت به این نتیجه رسیدیم که وهابیت بر خلاف ادعای خود مبنی بر اینکه در اصول و فروع تابع مذهب احمد بن حنبل است، نه تنها به دلیل ایجاد مبانی جدید، مورد نقد سایر مذاهب گشته بلکه فریاد نقد عالمان حنبلی را نیز به دلیل اختلاف مبانی، بلند کرده است.

وهابیت در مباحث معرفت شناسی گرچه کمترین اختلاف را با حنابله دارد ولی در جمع بندی مقایسه‌ای که میان این دو گروه در حوزه معرفت شناسی شکل گرفت، استفاده می‌شود که نقل تنها راهی است که مورد پذیرش وهابیت می‌باشد، اما به شکل افراطی و جدید آن. در نگاه آنان عقل و شهود به عنوان منبع معرفتی جایگاهی در استنباط اندیشه های دینی ندارد به گونه‌ای که حق نظر و استدلال حتی در مباحثی مانند شناخت و معرفت خداوند و درک مفاهیمی مانند موجود و وجود را ندارد. این در حالی است که حنابله نقل را مهمترین راه برای درک دین می‌دانند نه تنهاترین راه، بر هیمن اساس بزرگان حنبلی مذهب، استفاده از عقل، نظر و استدلال را در مسائلی مانند شناخت اولیه دین و خداوند متعال واجب می‌دانند.

در روش شناسی نیز گرچه اندیشه هر دو گروه از مبانی نقل گرایی، ظاهرگرایی، تقدم فهم سلف بر خلف و دیگر حوزه ها اخذ شده است لکن وهابیت به دلیل تأثرشان از افکار ابن تیمیه و سلفیان متقدم، اختلافات مبنایی مهمی نیز بین آنان و حنابله دیده می‌شود. به عنوان نمونه اگر مبنای وهابیت در نقل گرایی، حاکمیت سنت بر قرآن است، احمد بن حنبل و دیگر حنابله خلاف آن را معتقدند. اگر مبنای وهابیت در ظاهرگرایی، نفی معانی باطنی، نفی مجاز و نفی تأویل است، مشهور حنابله مبنایشان جواز مجاز نه تنها در لغت عرب بلکه در قرآن و روایات، حتی در آیات صفات است، و تأویل را در کتاب و سنت در حد موجبه جزئیه قبول دارند. این دو گروه در روش اتباع و نفی تقلید نیز در مقابل یکدیگر قرار دارند و علی رغم اینکه حنابله تقلید را در فروع جایز و در اصول ممنوع می‌دانند، وهابیت معتقد به نفی تقلید در فروع و جواز اتباع در اصول است.

در مبحث هستی شناسی درست است که از بعضی عبارات حنابله انحصار هستی در محسوسات استفاده می‌شود و معتقدند خداوند در قیامت با چشم سر دیده می‌شود لکن به طور کلی عالم را خالی از موجود مجرد نمی‌دانند و در مبحث جسم تأکید فراوانی بر نفی جسمانیت، اعضاء و جوارح نسبت به موجودات غیبی مانند خداوند دارند. در حالی که وهابیت علاوه بر انحصار هستی در محسوسات، موجودات مجرد و فراتر از ماده را  نیز نفی می‌کنند. آنان تقسیم عالم به غیب و شهود را به دلیل اینکه در قرآن بعضی از امور غیبی نام برده شده است، می پذیرند لکن غیبی که در عالم آخرت به صورت محسوس دیده می‌شود.

اما مهمترین چالشی که بین این دو گروه وجود دارد را می‌توان در حوزه معناشناسی جستجو کرد. وهابیت با مبانی جدید در مفاهیمی حساس و پرکاربرد مانند توحید و شرک، ایمان و کفر، تکفیر و مشرک خواندن مسلمانان را رقم زدند. از مهمترین مبانی تأثیرگذار آنان در این حوزه عدم اعتبار قید ضروری در نواقض توحید، اعتبار توجه به فعل مکلف در نواقض توحید، مساوی دانستن مفهوم عبادت با خضوع و خشوع جوارحی، مانعیت عذر به جهل از تکفیر در فروعات فقط نه در اصول، تحقق ابلاغ و از بین رفتن مانعیت عدم ابلاغ با کم ترین حد تبلیغ و مانعیت تأویل در حد موجبه جزئیه در مسأله تکفیر است. این در حالی است که حنابله در این حوزه تقریبا در تمام این مبانی که ذکر شد با وهابیت به مخالفت پرداخته‌اند و هیچ یک از آنان را نمی پذیرند.

یکی دیگر از حوزه های مهمی که در آن مبانی وهابیت، با وجود اینکه مانند حنابله معتقد به حیات روح پس از مرگ هستند، لکن چالش هایی را در حوزه انسان شناسی و مسائل پیرامون حیات برزخی و روح برای مسلمانان و حتی حنابله به وجود آورده‌اند. وهابیت با این نگاه که مردگان سماعی ندارند و اگر داشته باشند هم، نه انتفاعی می برند و نه نفعی می‌توانند برسانند، اعمالی مانند استغاثه و توسل را در حوزه فروع بدعت و حرام و در حوزه اعتقاد اعمال مشرکانه می‌دانند. در حالی که مبنای حنابله بر سماع، انتفاع و نفع رساندن است. و حتی در مواردی، گزارشاتی از حنابله مبنی بر توسل و استغاثه آنان به رسول خدا 6 نقل شده است.

تعداد بازدید :106
کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) است.